أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

38

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

كه شهر او بود آمد ابن زيد گفت : سليمان مركبى ساخته بود از چوب او را هزار ركن بود بر هر ركنى هزار خانه ؛ لشكر او از جنّ و انس در آنجا بودندى در زير هر ركنى هزار شيطان بود كه آن مركب را برگرفتندى و از زمين برداشتندى آنگه باد نرم بيامدى و يك ماهه راه ببردى تا بوقت قيلوله آنگه فرود آوردى و آنجايگاه قيلوله كردندى و نماز ديگر برگرفتى و يك ماهه راه ببردى آنجا كه سليمان فرمودى كه مردم ولايت خبر داشتندى كه سليمان آنجا فرود آمده با لشكر [ وَ أَسَلْنا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ ] و روان كرديم براى او چشمهء مس را چنان كه سه شبانه روز از معدن خود بر ميآمد چنان كه سيلاب آيد و اين در زمين يمن بود و آنچه امروز مردمان در دست دارند اصل همه از آنجاست كه در عهد سليمان بيرون آمد [ وَ مِنَ الْجِنِّ ] و از جنّيان بعضى آن بودند كه در پيش او كار كردندى بفرمان حق سبحانه و تعالى ، و هر كس از فرمان ما بچسبيدى « 1 » در كار او ازين جنّيان ما او را عذاب آتش سوزان مىچشانيم اكثر مفسّران گفتند : بچشانيم او را عذاب دوزخ در آخرت ، آنان كه گفتند : در دنيا ؛ گفتند كه : آن چنان بود كه خداى سبحانه و تعالى دو فرشته را موكّل كرده بود بر جنّيان تا تازيانهء آتش بدست گرفته هر كس كه از فرمان سليمان پاى بيرون نهادى از آن تازيانه يكى بزدندى ويرا و بسوختى [ يَعْمَلُونَ لَهُ ] اين جنّيان براى او ميكردند آنچه او ميخواست از ساختن محرابها گفتند مراد به ؛ « محاريب » مسجدهاست و كوشكها ، و به « تماثيل » صورتهاى انگيخته ، گفتند : بر دو جانب تخت سليمان دو شير ساخته بودند و بر بالاى دستهاى سرير دو كركس ساخته بودند ؛ چون سليمان پاى بر سرير نهادى اين دو شير دستها بگستردندى تا او پاى بر سرير نهادى و برنشستى ؛ و چون برنشستى دو كركس پرها در هم گستردندى تا او را سايه كردندى از آفتاب ؛ و اين جز سليمان

--> ( 1 ) در بعضى نسخ : « سرپيچيدى » و در تفسير ابو الفتوح : « عدول كردى » در برهان قاطع گفته : « چسبيدن : بر وزن رقصيدن بمعنى ميل كردن هم آمده است » .